جمعى از نويسندگان ( كوشش سيد مهدى جعفرى )
ترجمة وشرح قصيدة عقيلة أتراب القصائد 499
گنجينه بهارستان ( مجموعه رساله در علوم قرآن و روايى ) ( فارسى )
وكلّ عام على جبريل يعرضه * وقيل آخر عام عرضتين قرا وهر سالى بر جبريل عرضه مىكرد قرآن را . وگفته شد در آخرين سال دو عرضه خواند . إنّ اليمامة أهواها مسيلمة ال * كذّاب في زمن الصّدّيق إذ خسرا بهدرستى يمامه نام - شهري - را هلاك گردانيد وگمراه كرد مسيلمة دروغگوى در زمان أبو بكر صدّيق آنوقت كه زيانزده شد « 1 » . وبعد بأس شديد حان مصرعه * وكان بأسا على القرّاء مستعرا وپس از جنگ وعذاب سخت شد جاى زدن أو بر زمين يعنى كشتن أو ، وبود آن جنگ عذابي بر خوانندگان تفنده . « 2 » نادى أبا بكر الفاروق خفت على ال * قرّاء فادّرك القرآن مستطرا آواز داد وگفت أبا بكر را فاروق يعنى عمر : ترسيدم بر قرّاء پس درياب قرآن را در حالىكه جويندهاى . فأجمعوا جمعه في الصّحف واعتمدوا * زيد بن ثابت العدل الرّضى نظرا پس اجماع كردند جمعكردن قرآن را در كاغذها واعتماد كردند زيد بن ثابت عدل خشنود شده را از روى نظر « 3 » . فقام فيه « 4 » بعون اللّه يجمعه * بالنّصح والجدّ والجزم « 5 » الّذى بهرا پس خاست زيد بن ثابت در جمعكردن به يارى خداى جمع مىكند قرآن را به
--> ( 1 ) . ح : وتقريب آوردن قصّهء مسيلمة آن است كه سبب نوشتن مصحف در أصل آن بود كه حفّاظ در جنگ أو كشته شدند ه . ( 2 ) . ح : در آن جنگ هفتصد حافظ كشته شد [ ه ] . ( 3 ) . ح : يعنى غلبه كرد قصد وجدّ وجهد أو ديگران را ه . ( 4 ) . س : فيهم . ( 5 ) . الحزم نيز روايت شده است .